ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

36

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

شديدا به توصيه‌هاى او متّكى بود و او را به امارت بصره منصوب كرد . امّا اندكى بعد موقتا خللى در رفتار ابن عباس پيدا شد و آشكارا بر بعضى از امور حكومت پسر عمويش خرده‌گيرى مىكرد . پس از شهادت على عليه السّلام نامه‌اى به پسرش حسن عليه السّلام نوشت و او را به ادامهء جنگهاى پدرش عليه معاويه و جنگ براى احقاق حقّ خود تشويق كرد . او در جنگ حسين عليه يزيد از قيام او پشتيبانى نكرد ، او و پسر ديگر على عليه السّلام يعنى محمد حنفيّه از برسميّت شناختن حكومت عبد اللّه بن زبير سرباز زدند و او هر دو را به زندان افكند . سواران كوفه ، كه فرستادگان مختار رهبر قيام شيعيان بودند ، آنان را آزاد كردند . ابن عباس پس از اندك مدّتى در سال 68 هجرى درگذشت . « 1 » كايتانى اسناد روايات تاريخى به اين دو صحابى را در اكثر موارد غير واقعى مىداند . او معتقد است كه نقل سلسله سند ( اسناد ) سالها بعد از زمان آنها مرسوم شد و در آن زمان از آن سبب سلسله احاديث را به اصحاب اسناد مىدادند كه بر اعتبار احاديث مجهول بيفزايند . « 2 » عايشه بدان سبب انتخاب شد كه تصور مىكردند او اطلاعات دست اولى از اين وقايع دارد . « 3 » بدين گونه روايات ، جز راويان آن ، مىتوانستند قديمى و ثقه باشند . اما كايتانى در عمل سعى دارد اين روايات را به عنوان احاديثى ساختگى رد كند و يا با احتياط بسيار به نقل آنها بپردازد ؛ در صورتى كه او روايات تاريخى مانند روايات منقول از ابن اسحاق را بدون ذكر اسناد آن در جايى كه لازم مىداند مىپذيرد . او با بيانى نسبتا متناقض ، ابن عباس را دروغگويى شيطان‌صفت مىداند كه داستانهايى از افسانه‌هاى تخيّلى تورات و اساطير مربوط به نظام آفرينش را در تفسيرش از قرآن به هم بافته است . « 4 » اما اگر اين تفسير را بتوان از منبع موثقى منسوب به ابن عباس دانست چرا اسناد روايات تاريخى به او بايد ساختگى باشد ؟ اشكال ديگرى كه در مورد نظر كايتانى وجود دارد اين است كه بسيارى از رواياتى را كه به ابن عبّاس و عايشه نسبت داده‌اند به صورت اول شخص نقل شده است . مسلم است كه اين گونه روايات نمىتوانند احاديثى

--> ( 1 ) - براى اطلاع از شرح حال مختصر عبد اللّه بن عباس رك : وچيا واله‌يرى ، « عبد الله بن عباس » دائرة المعارف اسلام ، طبع دوّم . ( 2 ) - در مورد بحث كلى كايتانى رك : تاريخ اسلام ، ج 1 ، ص 38 به بعد . ( 3 ) - همان ، ج 2 ، بخش 1 ، ص 691 - 692 . ( 4 ) - همان ، ج 1 ، ص 47 - 51 .